اگاهی
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 15:24
کمی منتظرم گاهی .....و انگاری که اگاهینمیدانم چنان ابراز میداری .....به هر گاهی ولی اکنون که میدانم چگونه چشم در راهیبیا من گم کنم سردرگمی ها را ....هراز گاهیبه دنبال سکوت من سکوتت سخت دلگیر استولی اکنون دلم گیر است ....تمام مطلبم این استچقدر اینجا نفس گیر است....دل و گوشم چه غمگین استدران را باز بگ...
روزی ک رفت
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 15:24
روزی ک رفت... روزی که داشت میرفت بهش گفتمتو مثلِ یه سرباز جنگی میمونی،اولش اینقدر با قدرت اومدی که خیال میکردمهیچوقت تسلیم نمیشیو تهِش اونیکه تسلیم میشه و دِل میده به دِلت منم!اما هرچقدر گذشت، هرچقدر زخمی شدی،ترکِش خوردی، آسیب دیدی قدرتت کمتر شدو از یجایی به بعد که داشتیبا آخرین تیرت پیروز میشدی یهو...
روزی ک رفت...
-
تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 14:55
روزی که داشت میرفت بهش گفتم
اگاهی...
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 5:26
کمی منتظرم گاهی .....و انگاری که اگاهی نمیدانم چنان ابراز میداری .....به هر گاهی ولی اکنون که میدانم چگونه چشم در راهی بیا من گم کنم سردرگمی ها را ....هراز گاهی به دنبال سکوت من سکوتت سخت دلگیر است ول
زندگی....!
-
تاریخ: 1396/9/22 ساعت: 16:57
چارخانه ی زندگیم اگر خالی از لبخندت باشد... زندگیم رنگ مرگ میگیرد... اخر تو سراغاز زندگانی هستی... نی لبک عشق!از صدای تو مرغان پر میگشایند.... و انسان ب نهایت معنویت میرسد.... کاش در کنارم بودی و من.... همگان را بخاطرت پس میزدم.... سوخت و ساخت نفسهایم با تو تکمیل میشود.... میدانم ک نمیدانی....! برای...
کابوس خالی
-
تاریخ: 1396/9/22 ساعت: 16:57
گاهی انگار دوست دارم انچنان در خواب باشم در پس هر داد و فریاد همچنان در خواب باشم دوست دارم ک نبینم زجه های مادرم را گریه های گاه و بیگاه...زخم های این دلم را دوست دارم من ز کابوس انچنان برخیزم ...اما دستهای خاک بستند این چنین حقیقتم را حاضرم در انتظارت..تا ابد بااین خیالت باز خواهی گشت روزی..همچنان...
یه جا خوندم....
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.دل خواستم از تو نه تن.....! تن فروش در شهر بسیار است...! در جایی خواندم«فرقی ندارد زن باشی یا مرد دل نداده تن بدهی فاحشه ای»......! برچسبها: نقل قول تاريخ : چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ | 4:39 | نویسنده : هایده شهنوازی |
دی دیرست.....!
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
امروز کمی سوز دارد محیط اتاقم کمی دورتر از دوری و من بی تابم دست من درد کشید و قلمش دور نشد تو چنان درد بدادی که نفس کور نشد جان تو...جان که نمانده ... نفس دلگیر است تو بیا زودتر از زود که دگر دل گیر است همچنان سبز بمانی نظرم سنگین است دل من درد گرفتست و کمی غمگین است دفترم کوچک و اما دو....سه خط جا...
ارزوی تولد....!
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
کاش .....! کاش فردا همان شود که میخواهم بیایی و بگویی: « تولدت مبارک» فقط همین کافیست که دیگر تاب نیاوری این همه دور شدن را....! این همه دور ماندن را.......! و من باز بخندم...! بگویم پیرم..! دست هم باز بگیریم......! برویم......! باز به سوی خواستن.....! برچسبها: ارزوی تولدم
تو.....!
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.اعتنایی نکنی پرده ی دیوار دلم میشکند تو نگاهی نکنی..وای چه سرسخت دلم میشکند آن چشم تو ملحق شده با تار وجودم باخط دو ابروی تو در حال سجودم برچسبها: عاشقانه ها تاريخ : جمعه سوم آذر ۱۳۹۶ | 17:41 | نویسنده : هایده شهنوازی |
دل من....!
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
ترسم نکشد بی تو به فردا دل من سخت گیر کرده به امروز و فردا دل من ترمز که کند بی تو به انسوی دیار خوش باشم و خوشحال و نگارست دل من من معرفتم نیست نفس دارم باز افسوس...!کند امروز و فردا دل من دل دل نکن...!دل کن زین جا دل من بهترین راه که مرگست برای دل من سخت است...!که گیر کرده به دنیا دل من با پتک بزن...
پروینم....!
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
از عذلت شبگیر صدا دلگیرم من هم اغوش تو از دور گناه میمیرم من که با تارک عشق از سر هر بی عیبی سر راحت به سر عشق تو پر میگیرم تو که در سپر ... مهرو منی پنهانی بگذار که از عشق تو لبریز شوم سر گیرم ای هم اغوش نگاه من و نوری از دور من از این لعل لبت خوشه ی تر میچینم من همان یکه و تنهای شب دلگیری تو برایم...
بادگیر.....!
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
من هر گاه به خستگی برسم قلم به دست مینویسم حالا مینویسم.... ولی هنوز خسته نیستم من در ابتدای راه عشق قدم گذاردم از خستگی دم نمیزنم...ولی............! تنهایی....این وحشت مضحک گاه و بیگاه مرا در خود نگه میدارد.....میشکند من اکنون در حدود عشق محدودم در بادگیر ....رشک میبارم...............! و در تنگنای ...
چند روزیست ک....
-
تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:11
چندروزیست ک .......... قلبم سنگین است.... نردبان دل گم شده..... افق ناپیداست...... و دست ب انگشت نمیدهد نوشتن را چندروزیست که..... اشک ارام نمیگیرد در چشمم......... سخت میگیرد بغضم......... گاه وبیگاه میترکد............ چشمهایم بهانه ی بغض رامیگیرند......... لوس تر میشوند و میبارند............ کاش غ...
سخت درد میکند....!
-
تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 11:32
کاش ..... مثل یک لحظه گذری باشد،خیالت.... حیف! ماندگاری تو بسیار است در خیالم خاطره هایت سختتر فراموش میشوند. سختتر از رنگ درختان در پاییز. کاش میشد... برای بودن،ماندن و داشتنت... سخت کوشید و جنگیدو پیروز شد. مرگ رانمیتوان عوض کرد! اگر میتوانست
دلم....
-
تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 18:00
دلم سخت به دنبال نفس بود که دلم رفت به دنبال قفس زود هر دمی گوش به اواز هوا میدادم خنده ی ترس به امال حوا میدادم میل خواهش نکند سایه ی خوشرو به کسی تا که اندر طلبش خاک نشد روح کسی من در این اصل به امار خودم مشکوکم که اگر تاب کند نیمه ی دنیا به دلم ت
زمزمه ی تنهایی...
-
تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 18:00
حلقه ها دست به ریش مژه ها میبارند... پلک من خیس و تر و نم نمک غمناک است... زندگی سختتر از پر اندر کاه است... دل من اشوب و لحظه ها سخت به ارامش خود میبالند... و چه دلگیر شده خواندن شعرغم و زمزمه ی تنهایی... ان زمانیکه تو اندر این هیاهو ماهی... و من اکنون به تنهایی خود میبالم... چونکه ریشخندکنان سخت ز...
معنی زمزمه ی تنهایی.............انگار نامفهومه واسه دوستان...
-
تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 18:00
حلقه هامون توی دستمه و اشکام دست گیر مژهام شدن پلکهای من خیس و غمگینن زندگی خیلی سختتر از پریه ک توی کاه ها ناپدید شده دل من اشوبه ولی ساعت و ثانیه ها با ارامش در حال گذر هستن چ دلگیره خوندن این لحظه های من وقتی لحظه ها دارن تنهایی منو زمزمه میکنن او
تا به ابد...........
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 13:02
مانند لبخند کودکی در اول صبح بی ادعا هستیم ...... زمانی ک ..... قرار نیست از پنجره ای ب افق خیره شویم... حسرت داشته های گذشته و نداشته های اینده را بخوریم... و چه زود شب میشوند روزهای بدون حسرت... وچه زود بزرگت میکنند لحظه های ارامش.... و تو ناگهان د
چیست در زمزمه مبهم آب.....
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 8:26
چیست در زمزمه مبهم آب..... این حکایت که منم در مرداب... دل مرداب به دستان من اینبار نشست تو ندانی دل مرداب مرا در رویاست نه به دل مهر تو دارد نه به دل یادتو دارد یاد تو گر مرا یاد کنی بی دیدار من ب یاد توی تو یاد کنم بازبه یار این آب میان من وتوست